| ღღღღ |
|
|
تا چشم گشودی ـ یار دگر نبود ـ تنها رد پایی بر خاک نمناک تازه بود ـ تا پرده ی غرور از برابر چشمانت گشودی ـ لبخندش در غبار بیگانه بود ـ تا نفس هایت سکوت را می درید ........ خودت را تنها یافتی ـ در میان حس خاطرات دور ـ دلش را شکستی ـ با یاد او سر بر خاک نهادی ـ از اعماق گنجینه ی وجودت ـ زیباترین یاقوت یمانی را لمس می کنی ـ دگر اشک می ریزی ـ یاقوت هایه یمانی را هزاران تکه می کنی ـ شب سایه ی سردش را بر سرت می کشد ـ قدم از قدم بردار ـ نگذار یاد یار ابدی شود ـ اشک نریز ـ نگذار گنجینه ی وجودت به سر برسد ـ زیرا هستی ادمی بی یاقوت های نقره ای رنگ هیچ است ... هیچ...
پیش از ان که پا بر زمین بگذارد ـ خداوند تکه ای خورشید و پاره ای ابر به او داد و فرمود : " ای انسان زندگی کن و بدان که در ازمون زندگی این ابر و این خورشید فراوان به کارت می اید" ـ انسان نفهمید که خدا چه می گوید پس از خدا خواست تا گره ی ندانستنش را قدری باز کند ـ خداوند گفت :"این ابر و این خورشید ابزار کفر و ایمان توست ... زمین من اکنده از حق و باطل است ... اما اگر حق را دیدی خورشیدت را به در کش تا حق را اشکار کنی ... اما اگر حق را بپوشانی نامت در زمره ی کافران خواهد امد "ـ انسان گفت :" من جز روشن گری به زمین نمی روم و می دانم این ابر هیچ گاه به کارم نخواهد امد
لیلی در کنار درخت انار ب ود ـ عشق لیلی در دل درخت انار جوشید ـ درخت سبز شدو گل داد ... سرخ سرخ ـ گل ها انار شد داغ داغ ...دانه ها عشق می ورزیدند در دل کوچک انار جای نمی گرفتند ـ انار ترک برداشت ... دانه ها ترکیدند ـ خون انار روی دست لیلی چکید ـ لیلی انار را از شاخه چید ... مجنون به لیلیش رسید راز رسیدن همین بود ـ کافی است فقط اناره دلت ترک بخورد ...
![]() درجلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تنهایی و دلتنگی... درد* دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی اشک سرسره بازی می کند عاشقانه قطره را به آغوش میکشد عشق تو نوشتنی نیست باتودر برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم وقت تمام است برگه ها بالا..... |
|
لینک ثابت|
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 17:15 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
آهای عزيز خواستني دلم برات تنگ شده دلم براي خنده هات دوباره دلتنگ شده عشق يعني سوختن و ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي ژروا شدن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني سر به دار آويختن تويه قاب عكست جايه من خاليست...... چه كنم وقتي شبا سروصداكم رنگ ميشه بيشتر از روزا دلم براي تو تنگ ميشه ميگم خدايا عاشقا رو از هم جدا نكن و همه رو به عشقشون برسون ღღ
|
| آرشیو موضوعی |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
«-(¯`v´¯)-» JAVA «-(¯`v´¯)-» کدهای جاوا كد جاوا براي سايت يا وبلاگ شما جاوا اسكريپت كد براي وب لاگها و وب سايتهاي شما تــــرفندهای اینترنتی جاوا اسکریپت دنيا ديگه مثل تو نداره |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|